پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - توهم عقل ستيزى - عباسی حسین
توهم عقل ستيزى
عباسی حسین
سخنان پاپ بنديكت شانزدهم، درباره پيوند ايمان و عقلانيت، و هشدار وى از خشونتآميزى اسلام، هنگامى شنيده مىشود كه مسلمانان و مسيحيان، گامهايى بس بلند براى گفت و گو و احترام متقابل برداشتهاند. گفت و گو در نگاه مسلمانان، از سنتهاى شريعت و رسالت جهانى اسلام است و قرآن، آيات فراوانى را به حكمت و احترام اختصاص داده است: »ادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى احسن ان ربك هو اعلم بمن ضل عن سبيله و هو اعلم بالمعتدين«١؛ »ولا تجادلوا اهل الكتاب الا بالتى هى احسن الا الذين ظلموا منهم و قولوا آمنا بالذى أنزل الينا و انزل اليكم و الهنا و الهكم واحد و نحن له مسلمون«٢.
قرآن كريم اين چنين پيامبر اعظم (ص) و مسلمانان را بر مناقشه، بحث و گفت و گو بر پايه ايمان دعوت مىكند. انديشمندان مسلمان، اين آيات را بر بيرق گفت و گوى درون دينى و برون دينى نگاشته و برافراشتهاند.
با همه تلاش انديشمندان مسيحى و مسلمان براى ايجاد پلى ارتباطى ميان اين دو دين ابراهيم، دو عامل عمده، سد راه گفت و گو شده است كه يكى از عدم فهم »گفت و گو« بر مىخيزد و ديگرى در عدم پذيرش »ديگرى« ريشه دارد.
گفت و گو، به مثابه ابزارى براى تبليغ مسيحيت
در آغاز راه گفت و گو، برخى انديشمندان و مبلغان دو دين بر آن شدند تا ابزار گونه، از اين پل ارتباطى سود جويند. آنان كه مقتضيات عصرىسازى و مدرنيزم را بر نمىتافتند، از گفت و گو، تورى براى صيد ساختند و به تبليغ آيين مسيحيت پرداختند. »ژان پل دوم« پاپ پيشين، به كشيشان كاتوليك سفارش مىكند تا گفت و گو را به وسيلهاى براى افزايش شمار مسيحيان كاتوليك تبديل سازند. اين سفارش تا به امروز، همچنان جامه عمل مىپوشد و مسيحيت كاتوليك كه خود را نيرومندتر از مسلمانان مىپندارد، بر آن است تا هماره معادله را به سود خود پايان دهد. دكتر محمد طالبى، انديشمند فروتن تونس، از اين ديدگاه و نگرشهايى از اين دست، در كتاب »تأملاتى در قرآن« پرده بر مىدارد.٣
آمارى كه دكتر عز الدين ابراهيم، مستشار فرهنگى امير امارات به سال ١٩٧٦ ارائه داد، نشان آن است كه بسيارى مسيحيان، گفت و گو رإ؛ طعمهاى براى صيد هر چه بيشتر قرار دادهاند. وى كه به دعوت از ليبى و وايتكان به همايش اسلام و مسيحيت فراخوانده شده بود، چنين مىگويد: امروزه در اندونزى ٣٥ سازمان تبليغ مسيحيت ايجاد شده كه هر يك آنها، در جاى جاى اين كشور ريشه دواندهاند و حتماً در دهها فرودگاهى كه مسيحيان دارند، به تبليغ دين مسيحيت مىپردازند. در شرق و ميانه افريقا، دهها سازمان تبليغ انجيل و مسيحيت ديده مىشوند؛ آيا بايد چنين پنداشت كه اين تعداد موسسهها و سازمانها، تنها براى تبليغ آيين خود در ميان ٢٥ درصد ساكنان مسيحى اندونزى بر پا شدهاند؟ مسلمانان افريقا ٨٠ درصد كل جمعيت و مسلمانان تانزانيا و كنيا ٣٠ درصد كل جمعيت آن كشورها را تشكيل مىدهند. من از روستاهاى مسلماننشين افريقا ديدن كردم و شگفت زده شدم كه در كنار هر مسجد، سه كليسا ساخته شده كه در كنار هر يك، موسسههايى براى آموزش، اطعام و حمايت از ساكنان آن روستاها بنا شده است. به راستى اين تبليغ براى چه كسانى صورت مىپذيرد؟ من در اين همايش، تنها به اين پرسش بسنده مىكنم و به جهان مسيحيت و همه كليساهاى آن هشدار مىدهم كه »گفت و گو« هيچ سودى به همراه نخواهد داشت؛ مگر آنكه »تهاجم تبليغ مسيحيت« متوقف شود.٤
بى گمان اين فهم نادرست از گفت و گو، نه تنها عدم احترام به انسانيت انسان را به همراه دارد، بلكه استعمارى دينى - فرهنگى است كه با استعمار نظامى هماهنگ و هم خون است. پايههاى اين فهم و آن تبليغ و سوء استفاده، بر بنياد ناتوان شمارى »ديگرى«، به لحاظ مادى و فكرى، استوار است. اين تهاجمى است فرصت طلبانه كه از گرسنگى، برهنگى و تهيدستى مستمندان بهره مىجويد و بر كرامت انسان مىتازد. ٥
مانع ديگرى كه فرا روى گفت و گوى مسيحيت و اسلام قرار مىگيرد، عدم قبول ديگرى است. پاپ بنديكت كه خشونت را به اسلام نسبت مىدهد و ترويج ايمان را از رهگذر زور، بىمعنا مىخواند و آن را با ذات خداوندى و جوهر روح در تناقض مىبيند، در واقع »ديگرى« را مقبول نمىدارد و خود به آنچه »دعوت به گفت و گوى صادقانه و صميمانه و همراه با احترام« مىخواند، باور ندارد.
پيش از آنكه به نمونهاى از »عدم پذيرش ديگرى« به هنگام گفت و گو اشاره شود، بايد به اين نكته اساسى اشاره كرد كه سخنان پاپ بنديكت شانزدهم را نبايد سخن همه مسيحيان و آيينهاى ديگر مسيحيت بر شمرد، زيرا ساختار هرمى كاتوليكها كه پاپ در راس آن قرار دارد و خود را به عنوان نماينده ارشد واتيكان، تنها سلطه دينىاى مىداند كه حق را بيان و عيان مىكند، مورد پذيرش مسيحيان ديگر نيست. از يك سو، كاتوليكها اكثريت مسيحيت را نمايندگى نمىكنند و از سوى ديگر، مسيحيان پروتستان كه بر تعدد صحه مىگذارند، سازمان جهانى كليساها را كه مقر آن ژنو است، بنيان نهادهاند. و در فضايى آزاد، براى وحدت انديشه و هم رأيى تلاش مىكنند و در اين راه، همايشهاى بسيارى را براى گفت و گو سازنده و آزاد ميان مسيحيت و اسلام بر پا كرده و كتابهاى فراوانى را به چاپ رساندهاند. ٦
از ميان موسسهها و نهادهاى مسيحى كه گفت و گوى ميان اديان را پيش ساختهاند، مىتوان به اين موارد اشاره كرد:
١. »انجمن جهانى كليساها« كه بخشى را به گفت و گو هندوها و بوداييان، اسلام و اديان سنتى، و يهوديت اختصاص داده است. اين انجمن از سال ١٩٤٨ ميلادى در ژنو تشكيل شد و ٣٠٧ كليساى پروتستان را در بر مىگيرد و مجلهاى را به نام »راه گفت و گو« به چاپ مىرساند. شعار اين بخش (Dialoge with people of living faiths) است.
٢. بارگاه قدسى (واتيكان) در رم كه انجمنى براى »گفت و گوى اديان« ايجاد كرده است و در اين زمينه مجلهاى ساليانه را به نام »پژوهشهاى اسلامى - مسيحى«، به چاپ مىرساند و انديشمندان مسلمان بسيارى با آن همكارى مىكنند.
٣. دانشكده لاهوت در مودلينگ در نواحى وين كه از سال ١٩٧٥، همايشهايى ميان مسيحيت و اسلام برگزار مىكند.
٤. گردهمايىهاى ساليانه مسلمانان و مسيحيان در استراسبورگ فرانسه كه از دهه هفتاد ميلادى تاكنون، در آغاز هر سال برگزار مىشود:
٥. انجمن نويسندگان متعهد فرانسه كه گردهمايىهايى را ميان مسيحيان، مسلمان و يهوديان راه اندازى مىكند.
٦. »برادران ابراهيمى« كه در پى ايجاد فضايى سرشار از تبادل نظر، تساهل و برادرى ميان اديان ابراهيمى است.
اما متاسفانه، پديدهاى كه از آن با نام »عدم پذيرش ديگرى« ياد شد، هر از گاهى فضاى گفت و گو را سياه و مه آلود مىكند و برخى از سر عناد و نابخردى، سخنانى ناروا و نسنجيده مىگويند و به چاپ مىرسانند؛ يعنى درست زمانى كه افقهاى روشن و تازهاى براى گفت و گو فراهم مىآيد، گروهى در سايه گفت و گو و با نام پژوهشهاى علمى، به نگارش مطالبى نادرست مىپردازند. از اين ميان مىتوان به كتاب »القران، ترجمه و تعليق نسقى« اشاره كرد كه »برونو بوبى ايمار« آن را نگاشته است. وى ترجمهاى غريب از قرآن ارائه مىدهد، تا آنجا كه با برهانى قاطع! بر او معلوم مىشود كه نويسنده قرآن، يكى از احبار يهود است٧!
آنچه غريبتر و شگفت آورتر مىنمايد نه نگارش اين كتاب كه گزارش چنين كتابى در مجله »پژوهشهاى اسلامى - مسيحى« است. گزارش گر، نه تنها در تاييد اين كتاب قلم فرسايى مىكند كه آن را از ديدگاه پژوهشهاى علمى، مشروع مىخواند.٨
پاپ بنديكت شانزدهم در نظر دارد، هماهنگى عميقى ميان آنچه فلسفه يونانى آورده و آنچه در كتاب مقدس (بىگمان مراد او جز انجيل نيست) در باب اعتقاد به خداوند، بدان استدلال شده، به وجود آورد.
نخستين آيه كتاب كه تا حدودى تغيير يافته، »سفر تكوين« است، يوحنا، مقدمه انجيلش را با اين نكته آغاز مىكند كه خداوند با لوگوس رفتار مىكند. لوگوس در لغت به معناى عقل و خرد است و اين شعور، در عين حال توان صنع و آفرينندگى دارد.٩
پاپ بدين سان، آشكارا از عقل ستيزى ديگرى (مسلمانان) سخن مىگويد و بى شك مراد او از گفت و گو، تن دادن و پيوستن ديگر به آيين او است. امروزه به نظر مىرسد، دود سفيدى كه از دودكشهاى كليساى سيستين بيرون خزيد و پاپ بنديكت شانزدهم را انتخاب كرد، فضاى گفت و گو را سياه كرده است.
پى نوشتها:
١- قرآن كريم، سوره نحل، آيه ١٢٥؛ (اى رسول ما) خلق را به حكمت و برهان و موعظه نيكو به راه خدا دعوت كن و با بهترين طريق مناظره كن كه البته خداى تو كسى را كه از راه او گمراه شده و آنكه هدايت يافته بهتر مىداند.
٢- قرآن كريم، سوره عنكبوت، آيه ٤٦؛ و شما مسلمانان را كه با يهود و نصارا و مجوس كه اهل كتاباند، جز به نيكوترين طريق بحث و مجادله مىكنيد؛ مگر با ستمكاران آنها و با اهل كتاب بگوئيد كه ما به كتاب آسمانى قرآن كه بر ما نازل شده و به كتب آسمانى شما و به همه ايمان آورديم و خداى ما و شما يكى است و ما تسليم و مطيع فرمان اوييم.
٣- الطالبى، محمد و موريس بوكاى، »تاملات فى القرآن«.
٤- ابراهيم، د. غزالدين،كيف نعمل على ازاله الاحكام الخاطئة و ضعف الثقة التى لا زالت تفرق بيننا،موسسةالظواهر،٥ -١ فبراير ١٩٧٦، ص ٢٥.
٥- الطالبى د. محمد، عيال الله؛ افكار جديدة فى علاقة المسلم بنفسه و بالاخرين، سلسلة ثقافة التسامح يرئسها الدكتور عبدالجبار الرفاعى، الناشر:مدين،الطبعة الاولى،١٤٢٧ ه / ٢٠٠٦ م، مطبعة سرور، ص ٢٢٤.
٦- پيشين، ص ٢٠٦ و ٢٠٧.
٧- Vance,١٩٨٨_ le"s lecoran.Traduction et commentaire _ catholigve ١٠٢٦٠ saint Reforme _ e"d.la contre ,systematigve _parres
٨ - ميشل لاكارد، مجلة »دراسات اسلامية مسيحية«، العدد ١٥، ص ٢٦٢ و ٢٦٣ و العدد ١٦، ص ٣١٥ - ٣١١.
٩- اشاراتى كه بر سخن پاپ بنديكت شانزدهم شده است، از سايتهاى خبرى اينترنت و پارهاى از روزنامهها است.